2. چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟
3. چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟
4. چرا تو خونه ۴٠ متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟
5. چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟
6. چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟
7. چرا تو شهروند و هایپراستار و ... چشم میدوزن به سبد همدیگه؟
8. چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟
9. چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟
10. چرا وقتی می رن لباس بخرن بقیه مغازه ها رو هم نگاه می کنن؟
11. چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟
12. چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟
خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری!! من چون تویی دارم و تو چون خود نداری!

خداوند محترم ايران و جهان
با سلام
احتراما،اینجانب ابلیس معروف به شیطان، بدین وسیله اعلام میدارم با توجه به بررسیهای به عمل آمده و گزارشات واصله و همچنین با نظر به سوابق و کارنامه ی فعالیت مستمربرخي از عزيزان ايراني ، علی رغم تمام توجهات حضرتعالي به اين حقير، استعداد این رقیب جدید برای فریبكاري و بسياري از بدجنس بازيها در عالم و ايران و ساير كشورها بیشتر از بنده بوده است و اینجانب پی به اشتباهات خود برده ام و احساس ندامت و پشیمانی میکنم.
لذا با توجه به کهولت سن و جلوگیری از هرگونه سواستفاده اين افراد از نام و فعالیتهای بنده و براي ممانعت از بدنام شدن اين حقير و رفع هرگونه ابهام در مورد جانشینی بنده، استعفای خود را اعلام میدارم و تقاضای رسیدگی به استعفا و حذف نام شیطان از اینجانب و انتقال آن به تنها جانشینان برحق این سمت که همانا اين افراد عزيز هستند ، را دارم .
متمني است پيرو تبصره سوم بند اول قرارداد آفرينش، مورخ 1/1/1 منعقده فيمابين حضرتعالی و اينجانب ، با استعفای اين حقير و يا بازنشستگي پيش از موعد و يا بازخريد سنوات شغلي من واگذاری این مسولیت به اين ايرانيان زحمتكش و مستعد موافقت بفرمایید.
بديهي است از تاريخ نامه فوق، اينجانب هيچگونه مسئوليتي را در قبال فریبكاريها و كلاهبرداريها و حيله ها و نيرنگ بازيهاي برخي از اين عزيزان ، نخواهم پذیرفت و خدايي نخواسته برخي از گناهان آنها به پاي بنده نوشته نشود كه مرا تواناي پس دادن گناهان خود نيست تا برسد به گناهان ايشان.
و با وجود اين دوستان، كه بنده حتي بسياري از اوقات توفيق و افتخار شاگردي ايشان را داشته ام تمام مقامات و سمتهاي خود را به آنها واگذار مينمايم و خود با خريد يك دستگاه تاكسي ون به كرايه كشي يا به هر شغل آبرومندانه ديگري ميپردازم .
با تشكر فراوان
و من الله التوفيق.
فرشته ی فریب خورده ی سابق (شیطان مستعفی)
روباه گرسنه اي که از زير درخت مي گذشت، بوي پنير شنيد، به طمع افتاد و رو به کلاغ گفت : اي واي تو اونجايي، مي دانم صداي معرکه اي داري ! چه شانسي آوردم !
اگر وقتش را داري کمي براي من بخوان …
کلاغ پنير را کنار خودش روي شاخه گذاشت و گفت: اين حرفهاي مسخره را رها کن اما چون گرسنه نيستم حاضرم مقداري از پنيرم را به تو بدهم.
روباه گفت: ممنونت مي شوم ، بخصوص که خيلي گرسنه ام ، اما من واقعاً عاشق صدايت هم هستم
کلاغ گفت: باز که شروع کردي اگر گرسنه اي جاي اين حرفها دهانت را باز کن، از همين جا يک تکه مي اندازم که صاف در دهانت بيفتند.
روباه دهانش را باز باز کرد.
كلاغ گفت : بهتر است چشم ببندي که نفهمي تكه بزرگي مي خواهم برايت بيندازم يا تکه کوچکي.
روباه گفت : بازيه ؟ خيلي خوبه ! بهش ميگن بسکتبال .
خلاصه ... بعد روباه چشمهايش را بست و دهان را بازتر از پيش کرد و کلاغ فوري پشتش را کرد و فضله اي کرد که صاف در عمق حلق روباه افتاد.
روباه عصبي بالا و پايين پريد و تف کرد و گفت : بي شعور ، اين چي بود؟
کلاغ گفت : کسي که تفاوت صداي خوب و بد را نمي داند، تفاوت پنير و فضله را هم نبايد بفهمد.
